دکتر محمد احمدزاده(PhD, PMP, ACP)

مقدمه

تحقیقات انجام شده نشان می دهد که حدود 30% از پروژه‌ها با افزایش زمان و با تاخیر به پایان می رسند که به دليل رابطه مستقيم ميان زمان و هزينه اجراي پروژه، افزايش زمان اجرا اغلب منجر به افزايش هزينه‌ها مي‌‌شود.این امر بررسي علل تاخير در پروژه‌ها را به مساله ای جدي در تمام دنيا کرده است.. همچنین موضوع مهم پس از شناسايي انواع و دلایل تاخيرات، به‌كارگيري روشي مناسب براي تحليل تاخيرات است.

تعاریف

تاخير، عمل يا رويدادي است كه زمان مورد اشاره در قرارداد و یا برنامه ریزی شده براي انجام فعالیت خاصی را طولاني‌تر كند. به طور كلي تاخيرات ناشي از علل مختلفي هستند كه از عملكرد گروه‌هاي درگير پروژه ايجاد مي‌شوند.

تقسيم‌بندي تاخيرات

تاخيرات را مي‌توان براساس معيارهايي چون منشاء ايجاد، قابليت جبران‌پذيري و حالت زماني رخداد آنها تقسيم‌بندي كرد که در شکل زیر این تاخيرات براساس منشاء ایجاد، قابليت جبران‌پذيري و حالت زماني رخداد آورده شده است.

اهمیت تاخیرات از منظر جبران پذیری

برای آنالیز تاخیرات، تمرکز تحلیل گر از بین سه دسته بندی بالا، بر روی انواع تاخیرات از منظر جبران پذیری می باشد.

تاخیرات غیر قابل بخشش، تاخيراتی هستند كه فقط پيمانكار مسئول پاسخگويي به آن بوده و غيرقابل اغماض است. پيمانكار براي اين‌گونه تاخيرات، زمان اضافي را نمي‌تواند درخواست كند و از سوی کارفرما بابت این تاخیرات جریمه نیز می گردد.

در تاخيرات قابل بخشش و قابل جبران، كارفرما دليل اصلي تاخير است و در این نوع تاخیرات، هم زمان تاخیر بخشیده می شود و به انتهای زمان پروژه افزوده می شود و هم جبران هزینه های پیمانکار صورت می پذیرد.

در تاخيرات قابل بخشش ولی غیرقابل جبران نیز، هم كارفرما و هم پیمانکار دليل تاخير هستند که در این نوع تاخیرات، زمان تاخیر بخشیده می شود و به انتهای زمان پروژه افزوده می شود؛ اما جبران هزینه های پیمانکار صورت نمی پذیرد.

روش‌هاي تحليل تاخيرات

روش‌هاي مختلفي براي تحليل تاخيرات موجود هستند. انتخاب روش مناسب تحليل به پارامترهايي چون تعداد منازعات، ميزان زمان در دسترس، اسناد موجود، ميزان بودجه در دسترس و مقدار تلاش‌هاي تخصيص داده شده به تحليل‌ها بستگي دارد. در ادامه به بررسی این روش ها می پردازیم.

1-روش مقايسه برنامه زمان‌بندي با زمان‌بندي واقعي 
در اين روش برنامه زمان‌بندي اوليه با برنامه زمان‌بندي واقعي جهت ارزيابي تاخيرات پيش آمده مقايسه مي‌شوند. این روش به علت  قدرت پايين در بررسي تغييرات مسير بحراني، عدم لحاظ موقعيت زماني رخداد تاخير و نيز عدم توانايي ارتباط با تاخيرات پيچيده معمولا پيشنهاد نمي‌شود.

2-  روش افزايش برنامه زمان‌بندي مبنا(What if Scenario Analysis)
در اين روش تاخيرات ناشي از كارفرما يا پيمانكار به برنامه زمان‌بندي افزوده شده و تاثير آن بر روي مدت زمان انجام كارها محاسبه مي‌شود. در اين روش به برنامه زمان‌بندي واقعي نيازي نيست و از برنامه زمان‌بندي به عنوان مبنا استفاده مي‌شود. از حدوديت‌هاي اين روش بزرگنمايي تاخيرات، عدم لحاظ موقعيت زماني رخداد تاخير و عدم لحاظ تغيير مسير بحراني را مي‌توان نام برد.

3-روش كاهش زمان‌بندي واقعي (But For Analysis)
در اين روش ابتدا برنامه زمان‌بندي واقعي شامل تمامي تاخيرات، براساس روش مسير بحراني مشخص مي‌شود. سپس تمام تاخيرات يكي از طرف‌هاي درگير در پروژه كه بر مسير بحراني زمان‌بندي واقعي موثر بوده از برنامه زمان‌بندي حذف مي‌شود. در اين روش تاريخ واقعي پروژه را با نقطه زماني كه در صورت نبود اقدامات طرفين درگير و ساير عوامل، كار در آن نقطه اتمام مي‌يابد مقايسه مي‌كنند. اين روش بسيار كاربردي است و در نهايت راهكاري تركيبي و مفيد را ارائه مي‌دهد. اين روش كم هزينه و سريع است. از معايب اين روش آن است كه تاخيرات قابل اغماض و تغييرات مسيرهاي بحراني پروژه در آن لحاظ نمي‌شوند. به طور كلي اين روش زماني كاربرد بهينه دارد كه زمان و منابع موجود براي تحليل‌هاي جزيي‌تر محدودند و آگاهي از اين محدوديت‌ها و ضعف‌ها وجود دارد.

4- روش تحليل بازه‌هاي زماني (روش پنجره ای)
در اين روش زمان كل پروژه به‌وسيله برنامه زمان‌بندي واقعي به تعدادي دوره زماني يا پنجره تقسيم مي‌شود. هر چه تعداد اين پنجره ها بيشتر و دوره‌هاي زماني كوتاه‌تر شود، دقت كار بالاتر مي‌رود. اين روش از بازه‌هاي زماني و گسسته مشخصي براي تعيين تاخيرات بهره مي‌گيرد. در اين روش دوره‌ قرارداد به بازه‌هاي زماني گسسته‌اي مي‌شكند و در اين بازه‌ها تاخيرات طرف‌هاي درگير در پروژه بررسي مي‌شود. با شكستن طول قرارداد به بازه‌هاي زماني متعدد مي‌توانيم تاخيرات طرف‌هاي درگير را دقيقا در زماني كه اتفاق افتاده‌اند شناسايي و اثريابي كنيم. از محاسن اين روش لحاظ موقعيت زماني رخداد و تغيير مسير بحراني در محاسبات است. از معايب اين روش استفاده از ساده‌‌سازي و فرضيات بيش از حد براي دستيابي به خروجي‌ها و خطاي همزمان بيني برخي تاخيرات غيرهمزمان را مي‌توان نام برد. به طور ايده آل اين روش تحليلي در طول دوره ساخت قابل پيگيري است. همچنین این روش، زمان بر است و نیاز به دقت فراوان دارد.

5-روش منطق فازي 
در اين روش از منطق فازي براي تخمين تاثير تاخير فعاليت‌ها و محاسبه فعاليت‌هاي اصلاح شده و نيز محاسبه برنامه زمان‌بندي جديد استفاده مي‌شود.

6-روش تاثير تاخيرات 
اين روش مانند روش بازه‌هاي زماني (پنجره ای) است با اين تفاوت كه تاخيرات را تك‌تك مورد تحليل قرار مي‌دهد.

انتخاب روش مناسب جهت آنالیز تاخیرات

در هر پروژه بسته به مستندات موجود، دليل تحليل تاخيرات، نوع قرارداد، هزينه استفاده از هر روش، مهارت تحليلگران، تعداد دلايل تاخير و... از یکی از روش‌هاي مذكور استفاده مي‌شود.